ردپای دوست (روز طبیعت)
پدید آورنده : صغری ممبینی ، صفحه 110
شور بهارموسم بهار که فرا می رسد، باد نوروزی وزیدن آغاز می کند، مژده آمدن بهار را در گوش درختان بی تاب زمستان زده زمزمه می کند و دست گرم و پر مهر خود را برگونه های یخ زده شان می کشد. آفتاب نوروزی می تابد و زمین گرم می شود. طبیعت جان می گیرد، برگ ها می رویند، گل ها می شکفند و سبزه ها سر از خاک برمی آورند. مرغانِ سرمست، از شادی ترانه سر می دهند و با صدای جوشش آب همنوا می شوند و صد هزار گل زیبای سرخ، سفید، زرد، آبی و بنفش عطرافشانی می کنند. وقتی بهار می آید، جهان رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد؛ گویی نقشی از بهشت پیش رویمان پدیدار می شود و امید و انگیزه و شور و نشاط را برای تحرک و کار و تلاش در همه ما زنده می کند. نوروز و نیکوکاریجشن های ملی و مردمی نوروز که پیشینه ای شش هزار ساله دارند، مراسمی سالم و شاد هستند که مردم را به نیکوکاری برمی انگیزاند. بدون شک دلیل ماندگاری آنها تا این زمان نیز محتوا و اصالت نیک آنان بوده است؛ چنان که اسلام نیز به آنها به دیده احترام نگریست و حتی برآنها صحه گذاشت. دیدار با طبیعت که مظهر شگفتی ها و توانایی ها آفریدگار است، از رسم های اصیل و معنوی مردم در واپسین روز نوروز به شمار می آید. جشن پایانی نوروزجشن های نوروز، در سیزدهم فروردین با مراسم دیدار با طبیعت پایان می گیرد. این سنت دیرپای، با گذشت هزاران سال و با وجود همه دگرگونی های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه ایران، هنوز از یاد مردم نرفته است. مردم همچنان به آن دل بستگی دارند و می کوشند این روز پر خاطره را در طبیعت زیبا و دوست داشتنی بهار بگذرانند و پس از آن با روحیه ای شاد و توانی تازه برای پذیرش وظایف اجتماعی در سال نو به خانه باز می گردند. روز طبیعتدر سیزدهم فروردین که هوا اندک اندک از سرما فاصله می گیرد و معتدل می شود و طبیعت به اوج زیبایی خود می رسد، مردم خوش ذوق و پر احساس ایران زمین برای شکرگزاری و حق شناسی از آفریدگار مهربان، به طبیعت می روند و در عین حال از سرسبزی و هوای نشاط افزای بهار لذت می برند. البته این رسم کهن، از هزاران سال پیش وجود داشته است و ایرانیان، این زمان مناسب را برای گشت و گذار در طبیعت و نشان دادن سپاس خود از خداوند برگزیده اند. شناخت طبیعتطبیعت، جهان هستی و همه موجودات و پدیده های ریز و درشتی است که در آن وجود دارد. آب، باد، خاک، هوا، آسمان، خورشید، ماه، ستارگان، گیاهان، کوه، دشت، صحرا، جنگل و آفریده های بسیار دیگری مانند اینها که بشر در پدید آمدن آنها هیچ دخالتی نداشته است. همه جزئی از طبیعت هستند، گونه گونگی این پدیده های شگفت انگیز و نظم و دقت موجود در ساختار هر یک از آنها، ما را به سوی حقیقتی فراتر، یعنی خالق یکتا راهنمایی می کند و به هدف والای آفرینش توجه می دهد. از سوی دیگر، هر چه شناخت ما از جهان و هدف هستی و رویدادهای اطرافمان بیشتر باشد، نگاهمان به زندگی عمق و جهت پیدا کرده، در شناخت جایگاه، موقعیت و راه و هدف زندگی مان به ما کمک می کند. بنابراین، برای پیمودن راه درست و رسیدن به موفقیت در زندگی، لازم است از طبیعت بیشتر و بیشتر بدانیم. حرکت آفرینی طبیعتطبیعت در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع نقش دارد؛ چنان که هر یک از فصل های سال، در نوع و میزان فعالیت های مردم در جامعه اثر می گذارد. زمستان سرد به ویژه برای کشاورزان و دامداران که در مزرعه و دشت و کوهستان کار می کنند، فصل در خانه ماندن، ایستایی یا کندی در کار و فعالیت و برخلاف آن، فصل بهار و تابستان و اوایل پاییز، فصل کار و تلاش است. بهار گویی با آمدن خود، جهان را یکباره به جنبش و حرکت درمی آورد، مردم را از خواب زمستانی بیدار می کند و به فعالیت و شور و هیجان وا می دارد. درمان زایی طبیعتطبیعت، در روح و روان انسان اثر شگفتی می گذارد. سرسبزی و هوای پاک، انسان را به وجد می آورد، افسردگی را ازجان و دل او می زداید و سبب آرامش روان و شادابی اش می شود. بر این اساس، بر همه ما لازم است گهگاه با خانواده و دوستان به طبیعت سری بزنیم و از دیوارهای بلندِ یکنواختی و سختی های زندگی دور شویم و در طبیعت باصفا و دل نشین، نیرو و نشاط خود را بازیابیم. نمایش رستاخیزدوره زردی و خشکی طبیعت گذشت و نوبت سرسبزی و طراوتش فرارسید؛ البته این قانون طبیعت است. گیاهی که پژمرده می شود، پرنده ای که در آب یا خشکی جان می دهد، آفتابی که غروب می کند و بذری که در دل خاک فرو می رود، همه در رستاخیزی نو جان می گیرند، طلوع می کنند و از خاک بر می آیند. مرگ و زندگی گیاهان، در واقع نمونه کوچکی از مرگ و زندگی انسان است؛ رستاخیز کوچکی برای تصدیق و اثبات حقانیت رستاخیز بزرگ. ریزش باران، رویش گیاهان، سبز شدن درختان و دوباره پس از مدتی کوتاه، زرد شدن، خشکیدن و مردن آنها، هر سال پیش روی ما تکرار می شود تا به ما بفهماند که: «رستاخیز آمدنی است و شکی در آن نیست»؛ پس باید دیده باز کرد و عبرت آموخت. نشانه های روشنحضرت علی علیه السلام درباره نشانه های خدا در طبیعت می فرماید: «در آنچه آفریده، آثار صنعت و نشانه های حکمت او پدیدار است که هر یک از پدیده ها، حجت و برهانی بر وجود اوست. گرچه برخی مخلوقات به ظاهر ساکت اند، ولی بر تدبیر خداوندی گویا، و نشانه های روشنی بر قدرت و حکمت اویند». ایشان در جای دیگری فرمود است: «پس در آفتاب و ماه، درخت و گیاه، آب و سنگ، اختلاف شب و روز، جوشش دریاها، فراوانی کوه ها، بلندای قله ها و... اندیشه کن که نشانه های روشن پروردگارند. پس وای بر آن کس که تقدیر کننده را نپذیرد و تدبیر کننده را انکار کند». |
با سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ با هدف آشنایی هر چه بهتر و بیشتر شما عزیزان با قرآن مجید و اسرار نهفته در آن ایجاد شده است امید است که تحقق اهداف ما را به دنبال داشته باشد.